تبلیغات
دوست همیشه شما - راه رسیدن به موفقیت و ثروت كدام است؟
 
درباره وبلاگ


سلام به همه دوستان عزیزم امیدوارم که از بازدید کردن از این وبلاگ لذت ببرید
اینجا یه وبلاگه سرگرم کننده است که حاوی داستانها و حکایات. دستور آشپزی.لطیفه.سرگرمی .دانستنیها و مطالب روانشناسی ... است.
راستی یه چیزی که یادم رفته بود بگم :چون من هر روز چند تا مطلب تو وبلاگ می گزارم مطالب قبلی به آرشیو میره پس اگه می خواین هیچ مطلبی رو از دست ندید حتما به موضوعات یا آرشیو مراجعه کنید.خوشحال میشم نظر بدید در مورد مطالبم.

امیدوارم همیشه پاینده باشید.

مدیر وبلاگ : شری صدفی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

كد موسیقی برای وبلاگ

دوست همیشه شما
دوست همیشه شما هیچ وقت تنهاتون نمیزاره




راه رسیدن به موفقیت و ثروت كدام است؟

تو یك ثروتمندی، موانع ذهنیت را بردار!

چرا مردم از پیشرفت و بهبود وضع مالی خود و داشتن یك زندگی راحت باز می‌مانند؟ پاسخ به این سوال عموما براین مسئله متمركز است كه موفقیت مالی غیرممكن است. بیش‌تر مردم موانع بی‌شماری را كه سد راه پولدار شدنشان می‌شوند، خود به وجود می‌آورند.
اگر شما هم باورهای محدودكننده‌ای درباره‌ پول در ضمیر ناهوشیارتان جای داده‌اید، خارج شدن از حصار تنگ فقر و بی‌پولی كاری دشوار است، چرا كه ذهن ناهوشیار شما تمام تلاشتان را برای دستیابی به پول مختل می‌كند. به همین خاطر بیش‌تر مردم زندگیشان را با این خیال به سر می‌برند كه آنها هیچ‌گاه عرضه‌ پولدار شدن را ندارند. با این حال كسانی نیز هستند كه اگرچه به پولدار شدن خود ایمان دارند، اما راه دستیابی به آن را نمی‌دانند.
بیش‌تر مردم در ضمیر هوشیار خود فكر می‌كنند كه برای رسیدن به اهدافشان می‌توانند هر كاری را انجام دهند، اما بخش ناخودآگاه مغز آنان 

به موفقیتشان اعتقاد ندارد؛ بنابراین شخص هرچه بیش‌تر از بخش ناخودآگاه مغزش پیروی كند، موانع بیش‌تری در زندگی روزانه‌اش پدید می‌آید. این همان كاری است كه ذهن انجام می‌دهد.
برای روشن‌تر شدن مطلب به مثالی اشاره می‌كنیم. افراد زیادی وجود دارند كه با وجود استفاده از كتاب‌های مفید در زمینه‌ ثروتمند‌ شدن، شركت در سمینارهای متعدد، و استفاده از جملات تاكیدی زیاد، هنوز اغلب آنها با مشكلات مادی زیادی دست و پنجه نرم می‌كنند. این افراد اگرچه تمام كارهایی را كه در این زمینه انجام داده‌اند، مفید و ثمربخش بوده است؛ اما هنوز درگیر یك نوع باور محدود كننده هستند. این‌گونه افراد معمولا درباره‌ دستیابی به ثروت، باورها و اعتقادهای مختلفی دارند، از جمله:
من برای رسیدن به اهدافم در زندگی پول كافی ندارم.
برای من خیلی دیر شده است، فكر نكنم بتوانم به پول دست پیدا كنم.
در صورت سرمایه‌گذاری در بازار بورس، قیمت‌ها سقوط خواهند كرد.
اقتصاد مسئله‌ بسیار پیچیده‌ای است.
همه‌ این باورها موانعی را ایجاد می‌كنند كه این موانع، ما را برای دستیابی‌ به ثروت دچار مشكل می‌كنند. این نوع افكار، مردم را محدود می‌كنند، زیرا آنان در جستجوی پاسخ‌هایی در خارج از خودشان هستنددرحالی‌كه كلید گنج و ثروت در درونشان قرار دارد. غنا و بی‌نیازی در ذهن مردم جای دارد. بسیاری از كسانی كه در زمینه‌ مالی موفق هستند، اغلب باورهای مثبتی درباره‌ رفاه و نعمت دارند. وقتی كه مردم متوجه می‌شوند كه چطور در مسیر خوشبختی گام بردارند، از قلمرو اسباب و علل بیرون می‌آیند، و این سوال ذهنشان را به خود مشغول می‌كند: ‌«آیا ممكن است؟» سپس به مرور اهدافشان می‌پردازند و از آن میان یكی را به دست می‌آورند. آری، آنان موفق می‌شوند زیرا ایده‌ پولدار شدن را در سر می‌پرورانند.
پس به جای این كه ذهن خود را بر امكانات متمركز كنیم، بهتر است كمی به این مسئله فكر كنیم كه چرا ما از ثروت و نعمت كافی در زندگی برخوردار نیستیمداشتن یك الگوی مناسب، محدودیت‌ها و موانع موجود بر سر راه موفقیت را ‌كاهش می‌دهد. وقتی كه از نظر فكری در وضعیت بهتری به سر ببرید، و از تنش‌ها، نگرانی‌ها و عصبانیت‌ به دور باشید، آسان‌تر می‌توانید در زندگی پیشرفت كنید. اولین قدم برای كمك به یك شخص این است كه ماهیت مشكلاتش را برایش كشف كنید. برای مثال، ممكن است یك نفر پدر و مادری داشته باشد كه عمری در فقر و ناچیزی دست و پا زده‌اند. بنابراین این فرد در ضمیر ناهوشیار خود این باور را دارد كه مجبور است همیشه درگیر مشكلات مالی باشد، چرا كه والدین او هم دچار چنین وضعیتی بوده‌اند؛ و یا والدینش دائم به او تلقین كنند كه او قادر به ساختن یك زندگی راحت برای خودش نیست.
این مسئله عموما در كودكان به چشم می‌خورد. آنها در سال‌های اولیه زندگیشان، فقر و بی‌پولی در ذهنشان نقش بسته است. این نوع باورهای محدود در ‌«ان.ال.پی»، «مهر زدن» نامیده می‌شود، همین مهر و نقش در اذهان كودكان باعث می‌شود كه چه بسا تا آخر عمرشان به فقر و بی‌پولی خود ایمان داشته باشند. بنابراین شناخت باورهای محدود و مقید، نخستین گام اساسی است.
زمانی كه به نقش‌ها و باورهای ضمیر ناهوشیارتان پی بردید، می‌توانید از روش‌های مختلف ‌«ان.ال.پی» برای از بین بردن موانع استفاده كنید، و به خود این اجازه را بدهید كه از امكانات و فرصت‌های دستیابی به ثروت و نعمات زندگی برخوردار شوید.
چه باید كرد؟
پیش از هر چیز، به دقت درباره‌ خواسته‌ها و آرزوهای خود و راه‌های رسیدن به آنها بیندیشید. از خود بپرسید: «چگونه می‌توانم موفق شوم؟»
حال كار متفاوتی انجام دهید. به چیزهایی كه در زندگی ندارید فكر كنید. سپس از خود بپرسید كه چرا این چیزها را ندارید و چطور می‌توانید آنها را به دست بیاورید. حتی با یادآوری یكی از آرزوها و خواسته‌هایتان احساس خوبی به شما دست می‌دهد. این احساس از آنجا ناشی می‌شود كه در این حالت، تمام چارچوب‌های ضمیر هوشیار و ناهوشیار شما كه در خصوص ثروت و كامیابی هستند، گسترش پیدا می‌كنند. شاید این مسئله عجیب به نظر برسد كه چه‌طور یك نفر می‌تواند، به یكباره باورها و رفتار خود را درباره‌ امكانات تغییر دهد؟ اغلب اوقات مردم به دنبال نتایج آنی و فوری هستند. این تغییرات شاید در ابتدا ناچیز باشند، اما در ادامه مردم می‌آموزند كه به روش جدیدی فكر كنند و در این حالت درهای گشوده‌ زیادی جلوی خود مشاهده می‌كنند.
برای روشن شدن مطلب بالا مثالی می‌زنیم. سال‌ها پیش تعدادی ویتنامی به ایالات متحده مهاجرت كردند. بیش‌تر مردم آمریكا از اینكه دولت، امكانات و خدماتی در اختیار این افراد مهاجر قرار می‌داد ناراضی بودند. اما نكته‌ قابل توجه این بود كه بیش‌تر ویتنامی‌هایی كه وارد دنیای تجارت می‌شدند، به موفقیت‌های چشمگیری دست می‌یافتند، چرا؟
شاید دلیل مشخص آن، این باشد كه مردم ویتنام از كشوری می‌آمدند كه در صورت اشتباه كردن، فرصت بسیار كمی برای جبران آن داشتند. آنها به كشور ایالات متحده آمدند، كشوری كه در آن، بدترین حالت ممكن این بود كه كسی آنها را پای تلفن بخواهد و یا آنها را به خاطر پرداخت نكردن یك صورت حساب شماتت كند.
و بالاخره اینكه ویتنامی‌ها پس از مهاجرت به آمریكا، به صورت دو یا سه خانواده در زیر یك سقف با هم زندگی ‌كردند و با انجام مشاغل دشوار و كم درآمد، پول‌هایشان را روی هم ‌گذاشتند و در مدت كمی، با این پول‌ها تجارتی را به راه ‌انداختند و تمام اعضای خانواده‌ها در كنار هم این تجارت را رونق ‌بخشیدند، و در نتیجه نیازی به استخدام نیروی كار نداشتند. به این ترتیب پس از گذشت مدتی، با سود حاصل از تجارت ملكی را خریداری كردند و در ادامه به خرید املاك بیش‌تری ‌پرداختند.
برای ویتنامی‌ها، موفقیت، اثبات و تاكید بر امكانات موجود بود؛ چرا كه برای آنها هر چیزی امكان داشت. آنها برای دستیابی به اهداف بلند مدتشان رنج و سختی كوتاه مدت را به جان می‌خریدند. پس خواستن توانستن است.
اگر شما از نقطه‌ای از جهان آمده‌ باشید كه مرگ هر لحظه در انتظار شما بوده ، به جای عصبانیت و ناراحتی از ترك وطن، به خاطر زنده بودن بسیار سپاسگزار و خوشحال باشید، و به جای ترشرویی و شكایت كردن، برای برطرف كردن مشكلات و موانعی كه بر سر راه زندگیتان قرار دارد، این سوال را از خود بپرسید: «آیا موفقیت امكان دارد؟»
صبر یك موهبت است.
برای بیش‌تر آلمانی‌ها، پس‌انداز كردن پول برای خرید اجناس بزرگ و گران‌قیمت و پرداخت نقدی اجناس، كاری مرسوم است. در كشور آلمان‌ تنها بدهی‌ كه مردم دارند، پول رهن منزل و یا بدهی اتومبیلشان است. آنها پس از خرید كالای موردنظر خود، بلافاصله برای خرید كالای بعدیشان شروع به پس‌انداز می‌كنند. آنها حتی لحظه‌ای از كنار گذاشتن پولشان برای خرید كالای موردنظر خود تاسف نمی‌خورند. بنابراین به جای آنكه انرژی خود را صرف این بكنند كه چگونه به هدف خود برسند، با صبر و تامل به انتظار رسیدن به هدفشان می‌نشینند.
توانایی به تاخیر انداختن لذت و خشنودی، موضوع كتاب دكتر «دانیل گلمن» با عنوان «هوش هیجانی» است. نویسنده در این كتاب نتیجه می‌گیرد كه كسانی كه می‌توانند برای رسیدن به خواسته‌های خود صبر و تامل كنند، به مرز موفقیت نزدیك‌تر هستند.
بی‌نیازی واقعی
اغلب مردم، نگران میزان درآمد خود هستند. خواه یك نفر سالانه یك میلیون دلار درآمد داشته باشد، خواه پانزده هزار دلار. در هر دو حالت میل به كسب درآمد بیش‌تر در او وجود دارد و مردم هیچ‌گاه از میزان درآمد خود راضی نیستند.
در زمان حكومت نازی­ها، افراد ثروتمند بی‌شماری در كشور آلمان بودند كه پس از مصادره‌ اموالشان به اردوگاه‌های كار اجباری فرستاده می‌شدند. «ویكتور فرانكل» و «آن فرانكل»، در حالی‌كه در بدترین شرایط زندگی و در فقر دست و پا می‌زدند، هنوز یك زندگی غنی و پر نعمتی را داشتند.
ویكتور فرانكل، در كتاب خود تحت عنوان «انسان در جستجوی معنا» معتقد است كه تنها یك چیز را نمی‌توان از انسان به زور گرفت، و آن نگرش و بینش او به زندگی است. او می‌گوید: «ما كه در اردوگاه كار اجباری زندگی كرده‌ایممی‌توانیم مردمی را به خاطر بیاوریم كه به كلبه‌های دیگران می‌رفتند و به آنها دلداری می‌دادند و آخرین تكه‌ نانشان را به آنها می‌بخشیدند. اگرچه تعداد آنها انگشت‌شمار بود، اما برای اثبات این مسئله كافی است كه همه‌چیز را از یك انسان گرفت، مگر یك چیز و آن هم آخرین آزادی انسان در انتخاب رفتار خویش در هر شرایطی است
فرانكل به عنوان روان‌شناس، نگرش خلاقی را پذیرفت كه به او كمك كرد تا از شرایط سخت زندگی در یك اردوگاه كار اجباری زنده بیرون بیاید.
آیا پول معیار ارزش انسان است؟
همانطور كه در بالا به آن اشاره كردیم، ویكتور فرانكل در اردوگاه تمام دارایی خود حتی كفش‌هایش را از دست داد و تنها چیزی كه برای او باقی ماند، توانایی باور خویش و پذیرفتن این مسئله بود كه او هنوز انسان خوبی است، با وجود آنكه همه‌چیز را از او گرفته بودند.
این دیدگاه از آن جهت ارزشمند است كه ثابت می‌كند داشتن پول و ثروت در مدت زمان طولانی نمی‌تواند ملاكی برای ارزش دادن به خود باشد. پول مشخص نمی‌كند كه شما چه كسی هستید، بلكه تنها یك منبع است. آنچه كه مهم است داشتن اعتماد به نفس بالاست. پول صرفا یك عامل بیرونی است. زمانی كه مردم نسبت به خود احساس بهتری پیدا كنند، از شكست كمتر هراس دارند. امروزه میزان بها دادن به خود با خرج كردن پول سنجیده می‌شود؛ یعنی هرچه پول بیش‌تری برای خود خرج كنی، برای خود ارزش بیش‌تری قائل هستی. حال به مثالی اشاره می‌كنیم؛
زنی را در نظر بگیرید كه 17 میلیون دلار از والدینش به او ارث رسیده استاو در سال حداقل 800.000 دلار برای خرید وسایل مورد علاقه‌ خود خرج می‌كندمثلا در یك خرید از فروشگاه محل زندگیش، 180.000 دلار را خرج خرید لباس و كفش می‌كند. اما علت همه‌ این ولخرجی‌ها به خاطر چشم‌ و همچشمی با خواهرش است.
خواهر این زن هم كه همان مبلغ را به ارث برده است، همین ولخرجی‌ها را می‌كرد. اما او پول را به عنوان یك جنبه از هویت خود نگاه نمی‌كرد و بسیار خرج كردن را نشانه‌ ارزش نمی‌دانست. این زن بعد از ازدواج به كمك همسرش، به تجارت موفقیت‌آمیزی دست زد؛ به طوری كه در طول چند سال، سود حاصل از تجارت آن­ها چندین برابر سرمایه‌ اولیه‌اش بود. اما خواهری كه پول را وسیله‌ای برای ارزش دادن به خود می‌دید، خیلی زود تمام پول‌هایش را از دست داد و ورشكست شد.
بنابراین كسانی كه هویت و ارزش خود را بر پایه‌ عوامل بیرونی قرار نمی‌دهند، خیلی زود خسته و درمانده می‌شوند. زمانی كه شخص از مقایسه كردن و قضاوت درباره‌ خود و دیگران دست برمی‌دارد، كم‌كم متوجه‌ تغییرات شگرفی در زندگیش می‌شود؛ چرا كه زندگی را از دریچه‌ چشمان خود می‌بیند، و دیگران فرصت شناخت خویش را از او نمی‌گیرند. این شخص به جای دیدن نكات منفی و نداشته‌های خود، متوجه‌ توانایی‌ها و امتیازات خود می‌شود و سعی می‌كند جنبه‌های مثبت وجودش را تقویت و جنبه‌های منفی را از بین ببرد.
پس با درك و شناخت بهتر خود، می‌توانیم به سرچشمه‌ خوشبختی كه در وجودمان جریان دارد دست پیدا كنیم. این شناخت ما را در درك جهان خارج كمك می‌كند و در نتیجه موانع و مشكلات موجود بر سر راهمان را راحت‌تر برطرف می‌كنیم و به آنچه كه در زندگی آرزویش را داریم، از جمله یك زندگی پر از رفاه و آسایش دست پیدا خواهیم كرد.

 





نوع مطلب : روانشناسی، دانستنیها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 5 آبان 1393 :: نویسنده : شری صدفی
نظرات ()
شنبه 5 مرداد 1398 03:38 ق.ظ
Male member establishes are utilized throughout males with male impotence,
bar they cannot cook the penis superior. Establish cosmetic surgeon am alive constraint because of the
duration of the manhood. Doctors take part in struggled to
drag-hunt out the masses cavernosa to place a bigger plant, save for they have definitely
not gotten to regenerate urethra as a consequence spongiosum.


The amount cavernosum revolves around the amount spongiosum, continues starting honorable at the rear of the glans to the pelvis
and it is distributed into a couple slots provided so as to
place to the accurately and hadn't the result that ischial tuberosity (the
cuboid on what men stay).
When a male organ is absolutely overly diminutive takes
place inside judgment from the beholder. The fact becomes
that ladies always reflect on a bigger penis to become added
charismatic in addition to persons finger further gentleman. Within actual carry out – that
is. at some point in sexual category – even a less significant penis is located
sufficient for you to meet the companion.
The reason for the use of these inventions will be based upon the concept that the narrowing from the epidermis then formations in the male member could possibly agree to a increasing.
A form of close with waves is additionally promoted designed for expend in the course of belching.
دوشنبه 20 خرداد 1398 01:18 ب.ظ

Hello fantastic website! Does running a blog like this take a large amount of work? I've absolutely no expertise in programming but I had been hoping to start my own blog soon. Anyway, should you have any ideas or tips for new blog owners please share. I know this is off subject nevertheless I simply needed to ask. Cheers!
چهارشنبه 26 اردیبهشت 1397 05:01 ب.ظ
Hello! Do you know if they make any plugins to safeguard against hackers?
I'm kinda paranoid about losing everything I've
worked hard on. Any tips?
دوشنبه 19 تیر 1396 10:13 ق.ظ
Good day very cool site!! Man .. Excellent .. Wonderful ..
I'll bookmark your blog and take the feeds additionally?
I am happy to search out so many useful info here in the post, we want work out extra techniques in this regard, thank you for sharing.

. . . . .
جمعه 11 فروردین 1396 09:06 ق.ظ
I'm impressed, I have to admit. Rarely do I come across a blog that's both equally educative and engaging, and without a doubt, you've
hit the nail on the head. The problem is an issue that too few folks are speaking intelligently about.

I am very happy that I came across this in my hunt for something concerning this.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر